ایستاده بر خاکی مجروح
بامداد جمعه، صدای انفجارها فقط پنجرهها را نلرزاند؛ غرور ما را نیز لرزاند و بار دیگر یاد شومِ تجاوز و جنگ را در خاطرمان زنده کرد. خاکمان زخمی شد، هموطنانمان به شهادت رسیدند و یکبار دیگر، چهرهٔ پلید و کودککُش رژیم صهیونیستی آشکار شد. این جنایت، حملهای صرفاً نظامی نبود؛ تعرضی بود به شرافت، امنیت و روانِ جمعی یک ملت.
ما مردم ایران، از حافظهی زخمیمان شرم نداریم. زخمهایمان را پنهان نمیکنیم؛ آنها سند ایستادگی ما هستند. سالهاست که در برابر تحقیر و تهدید و ترور ایستادهایم و همچنان خواهیم ایستاد.
در این روزهای سنگین، مراقبت از روان فردی و جمعی، بخشی از مراقبت از میهن است. تابآوری در این سرزمین نه واژهای وارداتی است، نه توصیهای در بروشورهای بیروح. تابآوری در دل همین مردم جاریست؛ در مادری که با اشک، فرزندش را به مدرسه میبرد؛ در پزشکی که با دل نگرانی، پای کار مانده است؛ در پرستاری که با صدای لرزان اما قدمهایی محکم، به بالین میرسد؛ در روانشناسی که بیادعا، تلاش میکند کلمات را پناه روانهای زخمخورده کند.
این تابآوری از جنس بیاحساسی یا فراموشی نیست. در دل خودش درد را میشناسد، ترس را لمس کرده، اما تصمیم گرفته ایستاده بماند. این همان شرافت ملی است که روان جمعی ما را زنده نگه میدارد.
در چنین روزهایی، مردم بیش از هر زمان، نیاز دارند که احساس کنند تنها نیستند. فرزندانمان نیاز دارند بفهمند که جهانشان، اگرچه به لرزه افتاده، اما تکیهگاهی هست. نه از جنس وعدههای توخالی، بلکه با حضورِ صادقانه و امیدبخش خانواده، رسانه، نهادهای اجتماعی و نظام سلامت. فراموش نکنیم: اگر ما به فرزندانمان نگوییم که زندگی هنوز ارزش ادامهدادن دارد، فضای مجازی، با تصاویر ویرانگر و شایعههای بیپایه، این خلأ را با ترس پر خواهد کرد.
در این میان، همراهی ساختارهای مدیریتی با مردم اهمیتی دوچندان دارد. جامعه ما بیش از هر زمان دیگر به آرامش، صداقت و همدلی نیاز دارد. ایجاد حس مراقبت جمعی، بیش از آنکه به نمایش قدرت نیاز داشته باشد، محتاج ارتباطی انسانی است. اگر مردم ببینند که تصمیمگیرندگان کنارشان ایستادهاند، نه فقط در سخن، که در عمل، حس امنیت تقویت میشود و این همان نقطهی شروع بازسازی روانی و اجتماعی ماست.
ما از آوار نمیهراسیم؛ آنچه ما را میترساند، فراموشی ارزشهایی است که ما را تا امروز نگه داشتهاند. همبستگی، شجاعت، نوعدوستی، و مسئولیتپذیری. اینها ستونهای نامرئی بقای یک ملتاند.
روان ما، اگرچه خسته، هنوز بیدار است. ما ایستادهایم. زخمخورده، اما زنده. دلنگران، اما امیدوار. و تا وقتی دلهامان با هم بتپد، هیچ دشمنی بر این خاک چیره نخواهد شد.
✍️ حمید رنجبران/روانشناس بالینی





نظر دهید